الانِ خودمو دوس دارم چون به قول کسی "حالم عوض میشه حرفِ تُ که باشه" اصلا قرار دیگری نبوده و نیستحالا که سی و ششمین سال زندگیم هست به پشت سر نگاه ک می کنم خیلی جاها این شهر و آدم هاش خونی و غیر خونی خواستن که زمین خوردنمو ببینن اما زهی خیال باطل نه اینکه قوی بودمو این چیزا نه به زانو در اومدم گاها نه اینکه نتونستن نه تو نذاشتی و می دونم که اونقد که باید قوی می بودم نبودم ولی می خوام تموم این شهر رو جا بذارم با تموم آدماش و به تو فکر کنم و پشتم به تو گرم باشهبرچسبها:
روز نوشت,
خودم
برچسب:
نویسنده: امیر صادقی
تاريخ: جمعه
7 بهمن
1401 ساعت: 17:08